You are here: صفحه اصلی بازیگران چارلتون هستون

چارلتون هستون

مشاهده در قالب پی دی افچاپفرستادن به ایمیل

چارلتون هستون

از دنیا رفت. او بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون بود. هستون همواره به عنوان بازیگر نقش های قهرمانانه شناخته می شود، مثل نقش حضرت موسی در فیلم «ده فرمان»، «سرهنگ جورج تیلور» در فیلم «سیاره میمون ها» و «جودا بن هور» در فیلم «بن هور». او برای بازی در همین فیلم بن هور برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد.

 

چارلتون هستون (با نام اصلی جان چارلز کارتر) در ۴ اکتبر سال ۱۹۲۳ به دنیا آمد و در ۵ آوریل ۲۰۰۸ از دنیا رفت. او بازیگر سینما و تئاتر و تلویزیون بود. هستون همواره به عنوان بازیگر نقش های قهرمانانه شناخته می شود، مثل نقش حضرت موسی در فیلم «ده فرمان»، «سرهنگ جورج تیلور» در فیلم «سیاره میمون ها» و «جودا بن هور» در فیلم «بن هور». او برای بازی در همین فیلم بن هور برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. در سال های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ او جزو معدود بازیگران هالیوودی بود که آشکارا برضد نژادپرستی صحبت کردند و یکی از حامیان فعال «جنبش حقوق مدنی» بود. او در ابتدا یک لیبرال دموکرات بود ولی بعد ها از سیاستمداران محافظه کار حمایت کرد و در فاصله سال های ۱۹۹۸ تا ۲۰۰۳ رئیس انجمن ملی اسلحه بود.

● اوایل زندگی

چارلتون هستون در خانواده ای با وضعیت اقتصادی معمولی و از پدر و مادری انگلیسی و اسکاتلندی به دنیا آمد. ده سالش بود که پدر و مادرش از هم جدا شدند. در اندک مدتی مادرش با شخصی به نام «چستر هستون» ازدواج کرد. خانواده جدید به منطقه مرفه نشین «ویلمت» در شمال شیکاگو رفتند. هستون (این نام خانوادگی جدید او بود) در اینجا به دبیرستان «نییو ترییر» رفت.

● حرفه بازیگری

هستون در گروه تئاتر دبیرستانش ثبت نام کرد و در یک فیلم صامت ۱۶ میلیمتری که اقتباس آماتوری از نمایشنامه «پییر جینت» (اثر هنریک ایبسن) بود و توسط «دیوید برادلی» ساخته شده بود، بازی کرد. او سپس از جامعه تئاتر وینتکا برنده یک بورس تحصیلی شد و با همین بورس به دانشگاه نورث وسترن رفت. چندین سال بعد هستون با همکاری دیوید برادلی اولین نسخه ناطق نمایشنامه «جولیوس سزار» ویلیام شکسپییر را که خود در آن نقش «مارک آنتونی» را بازی کرده بود، ساخت.

● خدمت در جنگ جهانی

هستون در سال ۱۹۴۴ در نیروی هوایی ارتش آمریکا ثبت نام کرد. او دو سال به عنوان بی سیم چی و توپچی در جزایر آلاسکا خدمت کرد و عنوان نظامی استواری را نیز به دست آورد. هستون همچنین در همین سال با همسر خود «لیدیا مری کلارک» ازدواج کرد.

 

● تئاتر و تلویزیون

هستون و همسرش پس از جنگ در شهر نیویورک ساکن شدند. در این زمان کارشان این بود که مدل نقاشان باشند. این دو که در جست وجوی راهی برای کسب موفقیت در زمینه تئاتر بودند در سال ۱۹۴۷تصمیم گرفتند تماشاخانه در شهر «اشویل» را اداره کنند.

در سال ۱۹۴۸ آنها دوباره به نیویورک برگشتند; در آنجا به هستون پیشنهاد شد در یک نقش مکمل در نمایشنامه «آنتونی و کلئوپاترا» شکسپیر که بار دیگر در برادوی به روی صحنه می رفت و «کاترین کورنل» در آن حضور داشت، بازی کند. هستون در تلویزیون حضور موفقی داشت; در سال ۱۹۵۰ «هال بی.والیس» تهیه کننده سینمایی (کازابلانکا) در حین تولید نسخه تلویزیونی «بلندی های بادگیر» هستون را کشف کرد و با او پیشنهاد بستن یک قرارداد را مطرح کرد. وقتی همسرش به او یادآور شد که آنها قرار بود فقط در تئاتر و تلویزیون فعالیت کنند هستون گفت: «شاید فقط در یک فیلم بازی کنم ببینم چطور است.»

از جمله نقش هایی که هستون بار ها بر روی صحنه تئاتر بازی کرد می توان به «مکبث» و «سر توماس مور» در «مردی برای تمام فصول» و «مارک آنتونی» در «ژولیوس سزار» و «آنتونی و کلئوپاترا» اشاره کرد.

● هالیوود

هستون با همان اولین حضور در اولین فیلم حرفه ای اش به نام «شهر تاریک» یک فیلم نوآور که در سال ۱۹۵۰ ساخته شده بود، مورد توجه قرار گرفت. موفقیت بزرگ او وقتی حاصل شد که «سیسیل بی. دمیل» در فیلم «بزرگ ترین نمایش روی زمین» به او نقش یک مدیر سیرک را داد; این فیلم از سوی آکادمی جوایز اسکار به عنوان بهترین فیلم سال ۱۹۵۲ برگزیده شد.

هستون در سال ۱۹۵۳ انتخاب اول «بیلی وایلدر» برای بازی در نقش «سفتون» در فیلم «استالاگ ۱۷» بود ولی این نقش عملا به «ویلیام هولدن» داده شد که با بازی در آن نقش برنده اسکار بهترین بازیگر مرد شد. هستون با بازی در نقش حضرت موسی در فیلم «ده فرمان» به یک شمایل تبدیل شد; گفته می شود که سیسیل بی.دمیل او را به خاطر بدن ورزیده و ماهیچه ای و قد بلند و آرواره های برجسته اش برای این نقش برگزید چون معتقد بود که با این مشخصات فیزیکی شباهت عجیبی با مجسمه حضرت موسی ساخته «میکل آنجلو» داشت.

در سال ۱۹۵۹ پس از اینکه بازیگرانی چون مارلون براندو و برت لنکستر و راک هادسون بازی در نقش اصلی فیلم «بن هور» را رد کردند، هستون این نقش را پذیرفت و با بازی در آن برنده جایزه اسکار بهترین بازیگر مرد شد. این فیلم در آن سال برنده یازده جایزه اسکار شد که رکورد کم سابقه ای برای یک فیلم در مراسم اسکار به شمار می آید. در سال ۱۹۹۵ «گور ویدال» فیلمنامه نویس بن هور ادعا کرد که داستان این فیلم در اصل درباره همجنس گرایی بوده ولی هستون این ادعای ویدال را رد کرد.

ویدال گفت که فیلمنامه را با چنین معنای ضمنی ای نوشته بوده ولی هرگز در مورد زیر متن آن چیزی به هستون نگفته است (البته ویدال این قضیه را با «استیون بوید» که نقش «مسالا» دوست بن هور را در فیلم بازی کرد، در میان گذاشته بود). هستون گفت که ویدال پس از نوشتن یک صحنه از فیلم بن هور از پروژه کنار گذاشته شد و این داستان در واقع بازسازی یک داستان معروف و احتمالا جعلی درباره بازی لارنس اولیویه در نقش لاگو و «رالف ریچاردسون» در نقش «اتللو» است. هستون پس از بازی در نقش حضرت موسی و بن هور بیشتر از هر بازیگر دیگری یادآور داستان های حماسی انجیل بود.

هستون در ادامه فعالیت های سینمایی اش نقش های اصلی چند فیلم حماسی تخیلی و تاریخی را بازی کرد، از جمله «ال سید» (۱۹۶۱)، «۵۵ روز در پکن» (۱۹۶۳)، میکل آنجلو در «رنج و شعف» (۱۹۶۵) و «خارطوم» (۱۹۶۶).

در سال ۱۹۶۵ هستون رئیس «انجمن بازیگران سینمایی» شد. او تا سال ۱۹۷۱ در این پست ماند.

در سال ۱۹۶۸ در فیلم بسیار موفق «سیاره میمون ها» بازی کرد. هستون در سال ۱۹۷۰ بار دیگر در فیلم «جولیوس سزار» نقش مارک آنتونی را بازی کرد منتها این بار در نسخه رنگی «تکنی کالر». از همبازیان او در این فیلم پرستاره می توان به اینها اشاره کرد: جیسون روباردز (بروتوس)، ریچارد چمبرلین (اوکتاویوس)، رابرت واگن (کاسکا)، ریچارد جانسون (کاسیوس)، جان گیلگود (سزار) و دایانا ریگ (پورتیا). او در سال ۱۹۷۱ در فیلم علمی تخیلی «سویلنت گرین» بازی کرد. هر چند منتقدان این فیلم را به باد انتقاد گرفتند ولی اکنون این فیلم در زمینه آثار سینمایی که نشان دهنده وحشت آخر زمانی هستند یک اثر کلاسیک محسوب می شود.

هستون در سال ۱۹۷۲ برای اولین بار کارگردانی را تجربه کرد; او در این سال بر اساس نمایشنامه «آنتونی و کلوئوپاترا» شکسپیر که پیش از این بر روی صحنه تئاتر آن را اجرا کرده بود، یک فیلم ساخت و خودش هم بار دیگر در نقش مارک آنتونی ظاهر شد. «هیلدگارده نیل» در این فیلم نقش کلوئوپاترا را بازی کرد و اریک پورتر نقش اینوباربوس را. این فیلم پس از آنکه به شدت مورد انتقاد قرار گرفت در هیچ سالنی اکران نشد و فقط به دفعات انگشت شمار از تلویزیون پخش شد. نسخه دی وی دی این فیلم هرگز عرضه نشد. هستون سپس در فیلم های موفقی چون «مرد امگایی» (۱۹۷۳) و «زمین لرزه» (۱۹۷۴) بازی کرد.

هستون وقتی در فیلم «سه تفنگدار» (۱۹۷۳) در نقش کاردینال ریچلییو ظاهر شد تعداد نقش های مکمل و کوتاهش رو به ازدیاد گذاشت. در فاصله سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۷ در سریال تلویزیونی The Colboys که در ساعات پر بیننده تلویزیون پخش می شد بازی کرد.

هستون به همراه پسرش «فریزر» در چند فیلم تلویزیونی بازی کرد علاوه بر اینکه این دو تهیه کنندگی این فیلم ها را نیز بر عهده داشتند; از جمله این فیلم ها می توان به باز سازی فیلم «جزیره گنج» و «مردی برای تمام فصول» اشاره کرد. در سال ۱۹۹۲ هستون در یک سری برنامه های دنباله دار کوتاه مدت به نام «انجیل به روایت چارلتون هستون» ظاهر شد. این برنامه ها که در خاورمیانه تهیه شده بودو از تلویزیون کابلی (پولی) پخش شد با نقد های بسیار مثبتی مواجه شد و به موفقیت های بزرگی دست یافت. او در سال ۱۹۹۳ در فیلم «دنیای وین ۲» نقش کوتاهی بازی کرد (در صحنه ای که شخصیت اصلی یعنی «وین کمپبل» (مایک مه یرز) تقاضا می کند که یک نقش کوچک در فیلم را یک بازیگر بهتر بازی کند). در همان سال مجری گری برنامه «نمایش زنده شنبه شب» را بر عهده گرفت. او در فیلم های «هملت» و «مقبره» و «دروغ های راست» نقش های کوچکی بازی کرد. بازی در نقش «شرلوک هولمز» در نسخه تلویزیونی از دیگر تجارب این سال های هستون در زمینه بازیگری بود. هستون در سال ۲۰۰۱ در نسخه باز سازی شده تیم برتون از فیلم «سیاره میمون ها» در نقش یک شامپانزه پیر و در حال مرگ بازی کرد. آخرین نقش سینمایی هستون بازی در نقش «دکتر ژوزف منگله» در فیلم «پدرم رو آلگوئم ۵۵۵۵» بود که در سال ۲۰۰۳ به طور بسیار محدود (فقط در جشنواره ها) به نمایش در آمد.

● فعالیت های سیاسی

هستون در مبارزات انتخاباتی «الدای استیونسون» در سال ۱۹۵۶ و «جان اف.کندی» در سال ۱۹۶۰ شرکت کرد. گفته می شود وقتی در سال ۱۹۶۱ یک سالن سینما در اوکلاهما هنگام نمایش فیلم «ال سید» او تماشاگران سفیدپوست و سیاهپوست را از هم جدا کرد او به صف پیش قراولان اعتصاب پیوست. هستون البته در بیوگرافی خود اشاره ای به این موضوع نمی کند ولی می گوید که در این سال سفری به اوکلاهما داشته تا در اعتراض به جداسازی نژادی در رستوران ها به صف اول اعتصاب کنندگان بپیوندد که البته این کار او به مذاق تهیه کنندگان فیلم ال سید خوش نیامد.

او در طول برپایی تظاهرات حقوق مدنی در واشنگتن دی سی در سال ۱۹۶۳ «مارتین لوثر کینگ جونیور» را همراهی کرد. هستون بعد ها گفت او سال ها قبل از اینکه هالیوود به جنبش حقوق مدنی توجه نشان دهد به جنبش مزبور یاری رسانده بوده. در پی ترور سناتور رابرت اف. کندی در سال ۱۹۶۸، هستون و بازیگرانی چون گرگوری پک و کرک داگلاس و جیمز استیووارت بیانیه ای منتشر کردند و در آن از قانون کنترل حمل اسلحه سال ۱۹۶۸ پرزیدنت جانسون حمایت کردند.

او با جنگ ویتنام مخالف بود و در سال ۱۹۶۹ حزب دموکرات برای نامزدی اش در سنای آمریکا به او نزدیک شد. هستون در بیوگرافی خود نوشت بابت تصمیمی که در این مورد می خواست بگیرد حسابی با خودش کلنجار رفت و سرانجام به این نتیجه رسید که هرگز نمی تواند بازیگری را کنار بگذارد.) گفته می شود در سال ۱۹۷۲ به ریچارد نیکسون رای داده هرچند در بیوگرافی او حرفی راجع به نیکسون زده نشده است. تا سال های ۱۹۸۰ هستون با «اقدام مثبت» (حمایت از اقلیت ها) مخالفت کرد، از حق حمل اسلحه حمایت کرد و از دموکرات ها رویگردان شد و از جمهوری خواهان حمایت کرد. جورج کلونی بازیگر در سال ۲۰۰۳ و در جریان اهدای جوایز «نشنال بورد» درباره سلامت رو به افول هستون شوخی کرد و گفت که هستون همین امروز اعلام کرده که دچار بیماری آلزایمر شده است. وقتی از کلونی در این مورد پرسیدند او گفت که هستون به دلیل عضویتش در «انجمن ملی اسلحه» هر چیزی را که در موردش می گویند لایقش است. هستون هم در مقابل گفت که کلونی آدم بی کلاسی است و اینکه برای کلونی متاسف است و کلونی هم مثل هرکس دیگری ممکن است به بیماری آلزایمر دچار شود.

● بیماری و مرگ 

هستون در سال ۱۹۹۸ اندکی پس از اینکه به عنوان رئیس انجمن ملی اسلحه برگزیده شد عمل جراحی پیوند استخوان لگن خاصره را انجام داد. او سپس در همان سال به سرطان پروستات دچار شد و با گذراندن جلسات رادیوتراپی بیماری سرطان او بهبود نسبی پیدا کرد. هستون در سال ۲۰۰۲ رسما اعلام کرد دچار علائم بیماری آلزایمر شده است.

در ماه مارس سال ۲۰۰۵ چندین روزنامه مختلف گزارش دادند که خانواده و دوستان هستون از پیشرفت بیماری او دچار شوک شده اند و اینکه او بعضی وقت ها حتی نمی تواند از بستر خود خارج شود. در ماه آگوست سال ۲۰۰۵ شایعه ای منتشر شده بود مبنی بر اینکه هستون به دلیل ابتلا به بیماری ذات الریه در بیمارستانی در لس آنجلس بستری شده است ولی این شایعه هرگز تائید نشد. در ماه آوریل ۲۰۰۶ منابع مختلف خبری گزارش دادند که بیماری هستون در مرحله پیشرفته ای قرار دارد و اینکه خانواده اش نگرانند که عمر او به پایان سال قد ندهد.

سرانجام چارلتون هستون در ۵ آوریل ۲۰۰۸ در منزلش واقع در بورلی هیلز کالیفرنیا و در حالی که همسرش لیدیا که ۶۴ سال با هم زندگی کرده بودند، در کنار بسترش بود از دنیا رفت. علاوه بر همسر یک فرزند پسر به نام «فریزر کلارک هستون» و یک دختر فرزند خوانده به نام «هولی ان هستون» از او باقی مانده است. علت مرگ چارلتون هستون هنوز اعلام نشده است.

فیلمنگاری

شهر شوم (1950، ویلیام دیترله)، جولیوس سزار(1950، دیوید برادلی)، وحشی (1952، جرج مارشال)، روبیجنتری (1952، کینگ ویور)، بزرگ ترین نمایش روی زمین(1952، سسیل ب. دومیل)، پونی اکسپرس(1952، جری هاپر)، همسر رئیس جمهور (1953، هنری لوین)، Arrowhead (1953، چارلز مارکیو وارن)، جنگل برهنه(1953، بایرن هاسکین)، سه زندگی (1953، ادوارد دمیتریک)، راز اینکاها(1954 ج. هاپر)، افق های دور(1954، رودلف ماته)، Secret of Incas (1954، جری هاپر)، لوسی گالانت (1954، رابرت پریش)، بد برای یکدیگر(1954، ایروینگ راپر)، جنگ خصوصی سرگرد بنسن (1995، جری هاپر)، یونتامد غربی (1955، رودلف ماته)، ده فرمان (1956، سسیل ب. دومیل)، سه فرد خشن(1957، رودلف ماته)، کشور بزرگ (1958، ویلیام وایلر)، تماس زیان آور (1958، هاری کلر)، بوکانیر (1958، آنتونی کوئین)، بن هور (1959، ویلیام وایلر)، ویرانه ماری دیر(1959، مایکل اندرسون)، ال سید (1961، آنتونی مان)، کبوتری که رم را فتح کرد( 196، ملویل شاولسن)،دایمندهد(1962، گای گرین)، 55 روز در پکن(1962، نیکلاس ری)، سرگرد دندی (1965، سام پکین پا)، جنگ سالار(1965، فرانکلین ج. شافنر)، بزرگ ترین داستانی که تعریف شده (1965، جرج استیونس)، رنج و سرمستی (1965، کارول رید)، خارطوم (1966، باسیل دیاردن)، ویل پنی (1967، تام گریز)، Counterpoint (1967، راف نلسن)، برتر (1969، ت. گریز)، سیاره ی میمون ها(1969، فرانکلین شافنر)، جولیوس سزار (1970، استیوارت برژ)، زیر سیاره ی میمون ها (1970، ت. پست)، اهالی هاوایی (1970، ت. گریز)، آخرین مرد (1971، بوریس ساگال)، ربوده شده در آسمان(1972، جان گیلرمین)، آوای وحش (1972، کن آناکین)، بیسکویت سبز (1973، ریچارد فلایشر)، آنتونی و کلئوپاترا (1973، + کارگردانی)، سه تفنگدار (1973، ریچارد لستر)، فرودگاه 75(1974، جک اسمایت)، زلزله (1974، مارک رابسن)، چهار تفنگدار (1975، ریچارد لستر)، آخرین مردان سرسخت(1976، اندرو و. مک لاگلن)، میدوی (1976، ج. اسمایت)، اخطار دو دقیقه ای(1976، لاری پیرس)، شاهزاده و گدا (1977، ر. فلایشر)، Gray Lady Down (1977، دیوید گرین)، جنگ های صلیبی (1978، ریچار فلایشر)، بیداری(1980، مایک نیوئل)، کوه نشین ها (1980، ریچارد لنگ)، گنج بزرگ قدیمی (1982، +کارگردانی)، چیپس(1983، جری لاندن)، ماجرای نایروبی (1987، ماروین ج. چامسکی)، مردان مغرور (1987، ویلیام آ. گراهم)، به سوی پیروزی(1987، دان هارتلبان)، گناه اصلی (1989، ران ساتلاف)، جزیره ی گنج(1990، فریزر هستن، تلویزیونی)، آدم ربایان کوچک(1990، دانالد شبیب)، تقریباً یک فرشته (1990، جان کرنل)، بحران منظومه ی خورشیدی(1992، ریچارد سرافیان)، تومبستون (1993، جرج پن کاسماتوس)، دنیای وین 2 (1993، استیفن سورجیک )، در کام جنون (1994، جان کارپنتر)، پرواز شماره ی 232(1992، لامنت جانسن)، دروغ های حقیقی (1994، جیمز کامرون)، هملت (1996، کنت برانا)